السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

601

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

استعانت : به معناى كمك خواستن است . اين كلمه به دو گونه بىواسطه و يا با واسطهء « باء » متعدّى و استعمال مىشود . مىگويند « استعنته » و « استعنت به » يعنى از او درخواست مدد و يارى نمودم . ( 1 ) - يك نكته ادبى « ايّاك » ، در هر دو مورد مفعول است و براى افاده حصر مقدم شده است و در اين آيه از سياق غيبت به سياق خطاب يعنى از سوم شخص به دوم شخص منتقل گرديده است و علت اين انتقال كه « التفات » ناميده مىشود ، يكى از دو چيز مىتواند باشد : 1 - جملاتى كه قبل از اين آيه واقع شده ، دلالت دارند بر اين كه خداوند متعال مالك و مربى تمام موجودات و گردانندهء تمام شئون هستى و زندگى آن‌ها است و اين صفت ، مقتضى آن است كه تمام اشياء و موجودات در علم او حاضر باشند و او به تمام بندگان و اعمالشان به تمام موجودات احاطه داشته باشد تا در روز قيامت در برابر اطاعت آنان پاداش دهد و بر معصيتشان كيفر كنند و همين معنى و حضور بندگان در برابر او اقتضا مىكند كه آنان نيز حضورشان را در پيشگاه او اظهار كنند و او را مخاطب قرار دهند و بگويند : « ايّاك نعبد » 2 - حقيقت عبادت و پرستش ، خضوع كردن بنده است در برابر پروردگارش به اين جهت كه او مربى و سرپرست اوست و امورش در اختيار وى بوده و با دست او اداره مىشود كه آن را « ربوبيّت » مىگويند . ربوبيّت نيز مقتضى حضور مربى است كه تا تربيت و تدبير شئون بنده و تربيت‌شدهء خويش را به عهده بگيرد . استعانت و كمك خواستن نيز مانند عبادت ، حضور معبود و مربى را لازم دارد زيرا عدم استقلال انسان و نياز وى به يارى و عنايت خداوند مقتضى آن است كه او در پيش مددخواهنده حضور داشته باشد تا اعانت و يارى از طرف وى محقق گردد . پس ، بنده در مقام عبادت و استعانت خود را در برابر خداوند حاضر مىبيند نه غايب ، به همين جهت او را حضورا خطاب مىكند و مىگويد : تنها تو را مىپرستم و از تو يارى مىطلبم . « ايّاك نعبد و ايّاك نستعين » تفسير پس از آن كه خداوند با آيات گذشته ، خود را تمجيد و توصيف نمود ، به بندگانش ياد مىدهد كه اين آيه شريفه را بخوانند و به مفهوم و حقيقت آن معترف باشند كه آنان به جز خدا كسى را ستايش نمىكنند و از كسى به جز او استعانت و مدد نمىجويند زيرا تمام موجودات غير از خدا ذاتا فقير و